توضیح تفاوت شتابدهنده – مرکز رشد و سرمایه گذار

شتابدهنده چیست؟

شتابدهنده (Accelerator) یک ساختار منسجم و مشخص در جهت حمایت و توسعه کارآفرینی نوآورانه و دانش بنیان است که با هدف ارائه موارد زیر ایجاد می شود:

  • کمک به کوتاه کردن روندهای راه اندازی و توسعه یک کسب و کار نوپا
  • کمک در جهت بالا بردن کیفیت محصولات و خدمات، و ثبات مالی کسب و کار نوپا
  • آموزش و پرورش استارتاپ های پذیرش شده به صورت موازی و گروهی به این دلیل که در زمان های مشخصی گروه های استارتاپی وارد و خارج می شوند (بر خلاف مدل مراکز رشد که یک یک و به صورت موردی عمل می کنند)
  • مشارکت در فرآیند فشرده ی توسعه کسب و کار نوپا برای یک مدت محدود (حداکثر ۶ ماه)
  • دارا بودن یک سیلابس آموزشی کسب و کار محور
  • ارائه ی مربی گری و یا منتورینگ و راهنمایی و مشاوره از کارآفرینان پیشکسوت و باتجربه به کارآفرینان

افزون بر این ها، (نه همه ی) شتابدهنده ها، با ویژگی های زیر متمایز می شوند:

  • فرآینده انتخاب، و داوری بسیار رقابتی
  • ارائه ی سرمایه اولیه
  • معرفی کارآفرینان به سرمایه گذاران احتمالی
  • بازه ی زمانی ۳ تا ۴ ماهه
  • فضای کاری مشترک همراه با کمک و کاهش قیمت برای دسترسی به زیر ساخت ها و خدمات اداری

در تعاریف بالا ۳ نکته مهم و قابل تامل وجود دارد:

۱. نکته مهم در تعریف یک شتابدهنده، شراکت است:

شراکت هم در موفقیت و هم در شکست که این امر در قالب یک مدل همکاری مشخص شامل تقسیم سهام میان کارآفرینان و شتابدهنده در ازای آورده های نقدی و غیرنقدی دو طرف عملیاتی می شود. برای نمونه دریافت درصد کمی از سهام توسط شتابدهنده در ازای سرمایه نقدی و غیرنقدی که ارائه می نماید. لازم است دقت شود که میزان سهامی که شتابدهنده دریافت می کند نباید آنقدر زیاد باشد که کنترل کسب و کار را از کارآفرین بگیرد، و یا جایی را برای ورود سرمایه گذاران بعدی در آینده باقی نگذارد.

این روش شراکت بر اساس زیرساخت های قانونی کشورمان، انجام پذیر است که در مطالب بعدی به طور دقیق تر به جزئیات آن خواهیم پرداخت.

۲. تاکید مهم دیگر بر برنامه زمانی مشخص است:

هدف یک شتابدهنده کوتاه کردن و شتابدهی به پروسه های راه اندازی یک کسب و کار نوپاست. اگر برنامه زمانی با آغاز و پایان مشخص وجود نداشته باشد و دو طرف یعنی شتابدهنده و استارتاپ، خود را به یک بازه زمانی از پیش تعیین شده مقید ندانند، به احتمال زیاد شتابی در اجرای نقش های خود هم نخواهند داشت. در واقع این موضوع یکی از تفاوت های اساسی شتابدهنده ها با مراکز رشد (incubators) هم هست. در آن مراکز در کشورمان (چه خصوصی و چه دولتی) زمان معنا و ارزش خودش را کم کم از دست می دهد، و معمولا استارتاپ ها با زمان های طولانی در آنجا باقی می مانند تا بلکه به جایی برسند. تصور کنید نوزادی که برای زمان مشخصی نیاز به incubation دارد تا به رشد لازم برسد، را بیش از اندازه ی طبیعی در دستگاه انکوبانور بماند. این نوزاد قطعا نوزاد سالمی نخواهد شد.

۳. نکته مهم دیگر، وجود منتورهای حرفه ای می باشد:

مشخص است که منتور با مربی آموزشی، متفاوت است. تعریف مناسبی که از کلمه منتور می توان ارائه کرد، فردی است با تجربه که سال ها در یک حوزه ی مشخص فعالیت عملی داشته است، شکست ها و موفقیت های متعدد تجربه کرده است. معمولا چنین افرادی به سبب تجربه، سن بالاتری داشته و به قول معروف چندین پیراهن بیشتر پاره کرده اند. چنین افرادی، در حوزه های کاری خود سرشناس و بسیار با ارزش هستند، روابط تجاری بسیار خوبی دارند و مورد قبول فعالان آن حوزه هستند. ارتباط داشتن با چنین بزرگانی، برای کارآفرینان جوان، افتخار محسوب می شود. آنان با یک جمله، یک اشاره یا یک تماس، می توانند طرز فکر یک کارآفرین را دگرگون می نماید و به حرکت او به سمت موفقیت شتاب می دهدد. در ادبیات عرفانی و کهن ما، به چنین شخصیتی هایی با عنوان های مانند پیرِ راه، مرشد، رهنمون و … یاد می شود.

 

شتاب‌دهنده استارتاپ (انگلیسی: Seed accelerator یا Startup accelerator) یا به اختصار شتاب‌دهنده شرکتی است که از ابتدای کار یک استارتاپ آن را تحت پوشش خود در می‌آورند و برای این کار از میان شرکت کنندگان، پس از مدتی کوتاه مورد ایده‌ای برگزیده و به عنوان استارتاپ انتخاب می‌کند. شتاب‌دهنده‌ها با سرمایه‌گذاری اولیه بر روی یک شرکت نوپا، درصدی از مالکیت آن را در اختیار گرفته و در مقابل به گردانندگان پروژه آموزش‌های لازم و خدماتی در مسیر ارزش آفرینی سریعتر و برای کسب موفقیت بهتر را خواهند داد.

 

شتاب دهنده ها (Accelerators)

شتاب دهنده ها معمولا شرکت های خصوصی هستند که از همان آغاز کار استارتاپ را مورد حمایت فکری، فنی و مالی قرار می دهند، این مراکز از ابتدا تیم های کاری را بر اساس شرایط و قوانین داخلی خود پذیرفته و از آنان حمایت می کنند، این حمایت پس از پذیرفته شده تیم اجرایی و عقد قرار داد انجام می گیرد. روش پذیرش تیم ها توسط شتاب دهنده ها با یکدگر متفاوت است، بعضی همانند یک فضای رقابتی-کاری، مانند استارتاپ ویکند تیم ها را به معرفی ایده های خود دعوت کرده و بین چند ایده برتر یک رقابت فشرده برگزار کرده و در نهایت بر روی یک یا چند ایده سرمایه گذاری نهایی را انجام می دهند. برخی دیگر تیم های اجرایی را تک به تک دعوت کرده و با برگزاری جلسات متعدد، به بررسی ایده و تیم اجرایی می پردازند.

حمایت شتاب دهنده ها از یک استارتاپ شامل: کمک های مالی که معمولا از ۵ هزار دلار (به بالا در مراحل اولیه است)، اختصاص فضای کاری مناست و تامین تجهیزات اداری، آزمایشگاهی و کارگاهی، دعوت و حضور مربیان حرفه ای برای همراهی تیم ها، کمک های فکری و فنی، حمایت های قانونی،حقوقی و رفع موانع اداری و دولتی، برگزاری دورهمی و تورهای مرتبط با ایده ها و .. می باشد.

شتاب دهنده ها در ازاء کمک ها فوق، بسته به این که در کدام مرحله از ورود ایده خود به آن مرکز باشید، با تیم اجرایی قرارداد منعقد کرده و بخشی از سود سهام استارتاپ را به مالکیت خود در می آوردند. Drobbox و Twitter از نمونه استارتاپ های موفق جهان می باشند که از طریق شتاب دهنده ها رشد کرده و تبدیل کسب و کارهای بزرگی شده اند. در مجموع شتاب دهنده ها شرکت های خصوصی هستند که با حمایت خود، یک استارتاب را تا تبدیل شده به یک کسب و کار مستقل همراهی می کنند و در بخشی از سود یا سهام آن استارتاپ شریک می شوند. نتیجه آن یک سود دو طرفه برای تیم اجرایی و تیم حمایت کننده است.

مراکز شد (Incubators)

مراکز شد یا Incubator بر خلاف شتاب دهنده ها یا دولتی هستند یا وابسته به مراکز دولتی و سازمان های زیر مجموعه، این مراکز معمولا از استارتاپ هایی حمایت می کنند که در راستای سیاست گذاری های کلان کشوری فعالیت می نمایند، مثلا در مقطعی ممکن است تولیدات زیست محیطی، یا ارائه خدمات دولت الکترونیک دغدغه مسئولان و نیاز فوری جامعه باشد، طبیعی است که ایده های با این موضوعات بیشتر مورد توجه مدیران مراکز شد قرار می گیرد. مراکز رشد حوزه های وسیعتری را نسب به شتاب دهنده ها دنبال می کنند مثل علوم پزشکی، نانو، صنایع غذایی و .. و معمولا در کنار سازمان ها و دانشگاههای مرتبط با آن فعالیت، حمایت خود را از استارتاپ ها انجام می دهند.

مراکز رشد اکثرا منابع مالی خود را از بوجه دولتی یا سازمان بالا دستی خود تامین می کنند و بازگشت سرمایه در این مراکز وابسته به ساختار قانونی خاص همان مرکز سازمانی، دانشگاهی یا دولتی است. این مراکز هم همانند شتاب دهنده ها استارتاپ های وارد شده را از لحاظ مالی، امکانات محیطی، آزمایشگاهی، کارگاهی، نیروی انسانی و .. حمایت می کنند. ورود و آشنایی با این مراکز به راحتی وارد شدن به شتاب دهنده ها نیست و بر خلاف شتاب دهنده ها، فضای رقابتی آنچنانی در ورود به آنها وجود ندارد.

نمایشگاههایی که سالانه در مقاطع مختلف مانند هفته پژوهش و فناوری، جشنواره های علمی رویداد های کارآفرینی و .. برگزار می گردد می تواند معرف این مراکز و بخشی از دستاورد های آن باشد. پارک های علمی فناوری و شرکت های دانش بنیان که از حمایت این پارک ها استفاده می کنند را شاید بتوان در همین گروه قرار داد. شرکت های بزرگ و غول های تکنولوژی جهان نیز هر کدام در کنار مجوعه خود این مراکز را دایر کرده اند و با حمایت هایی که بسیاری از آنها کاملا غیر انتفاعی و حتی خارج از مرزهای جغرافیایی آنان است، اقدام به حمایت از استارتاپ ها می کنند.

سرمایه گذارها (Investors)

اصلی ترین هدف یک سرمایه گذار در مشارکت یک استارتاپ، سود دهی است. سرمایه گذاران هدفی را بجز رشد ارزش افزوده منابع مالی خود دنبال نمی کنند، خواه این سرمایه گذاری بانکی، شرکتی، خانوادگی و و یا شخصی باشد. در سالهای اخیر فعالیت هایی از سمت دولت برای سرمایه گذاری در بخش کارآفرینی و تامین منابع مالی استارتاپ ها صورت گرفته است، مانند وام های کارآفرینی صندوق تعاون، مهر رضا و .. اینکه این تخصیص منابع چقدر به رشد کارآفرینی کمک کرده است موضوع مورد بحث ما نیست، به هر حال برای یک استارتاپ همین مراکز هم می تواند تامین منابع کند.

شرکت ها و افرادی نیز وجود دارند که صرفا به عنوان سرمایه گذار می توانند نیازهای مالی یک استاراپ را تأمین کنند، اصل این مقوله چندان جدید نیست اما شرکت های سرمایه گذاری استارتاپ ها، نسبتا چند سالی هست که پدید آمده اند. این شرکت ها در مورد مسائل فنی، ساختاری و .. صاحب نظر نبود و دخالت نمی کنند، صرفا بر بازگشت سرمایه در زمان مقرر و سودهی مورد نظر تمرکز دارند. اما مقررات دست و پا گیر دولتی و بانکی را ندارد.

در این میان نقش سرمایه گذاری داوطلبانه جمعی یا همان (Crowd Funding) بی تاثیر نیست، این سرمایه ها توسط مراکز مختلف از اشخاص زیادی با هدف کمک های داوطلبانه و بدون چشم داشت سود یا بازگشت سرمایه، جمع آوری می گردد. استارتاپ های زیادی توسط این مجموع ها شکل گرفته اند که در بخش جمع سپاری و حمایت های مالی برخی از آنها را معرفی کرده ایم.

جمع بندی

این که کدام یک از مراکز فوق برای تامین منابع یک استارتاپ بهتر است به تیم اجرایی، نوع ایده و دهها عامل دیگر بستگی دارد که پرداختن به تک تک آن در اینجا امکان پذیر نیست، ما در نت استارت به عنوان یک پایگاه خبری در درجه اول به معرفی این مراکز خواهیم پرداخت.

 

اگر به تازگی وارد دنیای استارتاپ های تکنولوژی شده باشید، احتمالا تعدادی واژه یا اصطلاح رو دائما اینجا و آنجا شنیده اید. اگر هنوز به دنبال پیدا کردن معنای اون ها نرفتید، هیچ ایرادی نداره چون ما در این پست وبلاگ سعی کردیم که ۱۶ تا از پر کاربردترین این واژه ها رو براتون تشریح کنیم. در ضمن اگر فکر می کنید که واژه یا اصطلاحی رو زیاد شنیدید که از این لیست جا مونده در نظرات همین بلاگ قرار بدید.

Angel Investors: فرشتگان کسب و کار – اشخاصی هستند که با ورود خود به یک استارتاپ، به غیر از امید، تجربه، شبکه افراد و سرمایه می آورند. تفاوت آن ها با سرمایه گذاران معمولی در ریسک پذیری بالا، نوع مشارکت آن ها و میزان زمانی است که بروی استارتاپ می گذارند.

 

Anti Dilution Right: حق جلوگیری از رقیق شدن سهام – شخصی که دارای این حق باشد، می تواند به مدت معینی از رقیق شدن سهام خود که به واسطه جذب سرمایه اتفاق می افتد جلوگیری کند. درصد سهم کلیه سهامداران یک شرکت با جذب سرمایه جدید از طریق شخص ثالث، کاهش می یابد (رقیق می شود) بخشی از سهام که دارای حق جلوگیری از رقیق شدن باشد، مشمول این کاهش نمی شود.

 

Bootstrapping: به فرایند راه اندازی یک کسب و کار می گویند که از ابتدای آن خودکفاست. به این معنی که بدون نیاز به کمک و منابع مالی خارجی ادامه می یابد. در دنیای استارتاپ، صاحبین یک کسب و کار می توانند با استفاده از سود فعالیتشان و سرمایه گذاری آن در همان استارتاپ، کنترل شرکت را حفظ می نمایند.

 

Burn Rate: به میزان هزینه کرد یک استارتاپ در زمان مشخص می گویند. مبلغی است که یک استارتاپ در حال حاضر بطور ماهانه خرج می کند تا جوابگوی مخارج خود قبل از سوددهی اولیه باشد.

 

Elevator Pitch: اگر در یک آسانسور با یک سرمایه گذار همراه شوید و فقط ۶۰ ثانیه وقت داشته باشید که تا ایده خود و دلیل اینکه ارزش سرمایه گذاری دارید را به او بگویید، چه خواهید گفت؟ اگر شما نتوانید ایده خود را در ۶۰ ثانیه طوری بیان کنید که همه متوجه شوند، احتمالا یک جای کار ایراد دارد. بطور کلی ارائه آسانسوری شامل معرفی مشکل، راه حل، مشتریان و معرفی تیم کارآفرین یا صاحبان ایده است.

 

ٍESOP یا Option Pool: سهام تشویقی کارکنان – سهامی است که به مرور زمان به واسطه حضور یک کارمند توانمند و مستعد به او تعلق می گیرد. بنیانگذاران معمولا در استارتاپ ها ۵ الی ۲۰ درصد از سهام شرکت را برای تخصیص به کارمندان تخصیص می دهند. این کار با هدف حفظ استعدادها و جلوگیری از خروج آنها به دیگر شرکت ها انجام می شود. بطور مثال یک کارمند ارشد ممکن است سالانه ۰/۵ درصد از سهام شرکت را طی ۵ سال صاحب شود (سالانه ۰/۱ درصد)

 

ّّFundraising: جذب سرمایه – به دریافت سرمایه جدید در یک استارتاپ می گویند. بطور مثال یک استارتاپ برای دریافت سرمایه لازم برای مرحله رشد، مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان جذب می نماید. اگر فرض کنیم ارزش شرکت قبل از جذب سرمایه ۱/۶ میلیارد تومان بوده باشد، (ارزش بعد از جذب سرمایه ۲ میلیارد تومان خواهد بود) سرمایه گذار با آوردن ۴۰۰ میلیون تومان به شرکت، ۲۰ درصد از سهام شرکت را صاحب خواهد شد و در اثر آن مابقی سهامداران بخشی از درصد سهام خود را از دست خواهند داد (ولی ارزش سهمشان تغییر نخواهد کرد)

 

IPO: زمانی که یک استارتاپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می دهد و دیگر یک استارتاپ نیست.

 

M&A: خلاصه Merger (ادغام) و Acquisition (خرید) است. زمانی است که یک استارتاپ توسط شرکت بزرگتر از خود با اهداف استراتژیک خریداری می شود و یا با شرکتی هم اندازه ادغام می گردد. در حالت خرید، صاحبین سهام در ازای دریافت مبلغی بر اساس ارزش شرکت آنرا واگذار می نمایند.

 

Exit: خروج – به زمانی گفته می شود که یک بنیانگذار یا سرمایه گذار از استارتاپ خارج می شود و سود حاصل از تلاش یا سرمایه گذاری خود را نقد می کند. معمولا خروج در زمان IPO و یا M&A اتفاق می افتد.

 

NDA یا Non-Disclosure Agreement: قرارداد محرمانگی اطلاعات – توافقی است که بر اساس آن یک یا هر دو طرف موظف به حفظ اسراری هستند که بین یکدیگر مبادله می نماید. ممکن است شما در صورت زیر پا گذاشتن آن دچار دردسر می شوید، پس حتما با دقت این قرارداد را بخوانید.

 

Pivot: زمانی که یک شرکت به دلیل اینکه بازدهی ندارد تغییر جهت و مواضع می دهد. برای مثال، تغییر در قسمتی از محصول یا تمرکز بروی یک ویژگی خاص یا بررسی مجدد مشتریان و تمرکز کردن بر دسته ای خاص از مشتریان خود.

 

ROI: بازده سرمایه گذاری یا بازگشت سرمایه – نسبت پول بدست آمده از سرمایه گذاری به سرمایه اولیه است.این عدد معمولا به صورت درصد بیان می شود. با این شاخص می توان فهمید که یک شرکت تا چه حد از سرمایه اش برای سودآوری بیشتر استفاده بهینه کرده است. لذا هرچه این شاخص بالاتر باشد فرصت سرمایه گذاری جذاب تر است.

 

Seed Funding: سرمایه بذری – یک گیاه  از یک بذر شروع به رشد میکند. بیشتر استارتاپ ها نیز برای رشد خود به میزان معینی از جذب سرمایه نیاز دارد تا رشد کنند، به این سرمایه که در مراحل اولیه در اختیار استارتاپ قرار می گیرد، سرمایه بذری گفته می شود.

 

Venture Capital: سرمایه کارآفرینانه (خطر پذیر سابق!) – شرکت سرمایه گذاری است که منابع مالی و خدمات مدیریتی را در اختیار شرکت های در حال رشد قرار می دهد. استارتاپ ها نیز از این امکانات به منظور توسعه محصول، جذب مشتری و افزایش نفوذ بازار استفاده می کنند. شرکت سرمایه گذار را VC فیرم (VC Firm) و به سرمایه ای که به شرکت در حال رشد داده می شود سرمایه کارآفرینانه (مخاطره پذیر) (Venture Capital) گفته می شود.

 

Vesting: در واقع به نوع تخصیص سهامی می گویند که بنیانگذاران را در برابر یکدیگر محافظت می نماید. بطور مثال اگر ۲ بنانگذار هر کدام ۵۰ درصد شرکت را داشته باشند و قرار باشد سهام خود را طی ۵ سال (بصورت وستینگ) دریافت کنند، در صورتی که یکی از آنها پس از ۲ سال از شرکت خارج شود (مثلا توسط گوگل استخدام شود!) تنها ۲۰ درصد از سهام شرکت را خواهد داشت و در واقع ۳۰ درصد باقیمانده به سهامدار دیگر برمی گردد. وستینگ سهام، بنیانگذاران را از هم محافظت می کند، ریسک را کاهش می دهد و اجازه میدهد که تنها نگرانی شما پیشرفت استارتاپتان باشد.)

Leave A Reply

Your email address will not be published.